"تحضیض" مصدر باب "تفعيل" از ماده‏ی "حضّ" و در لغت به معنای تشويق و ترغیب به همراه مبالغه[1] و تأکید در آن است.[2] در اصطلاح نحو "تحضیض" عبارت است از ترغيب قوی و شدید بر انجام یا ترک عملی[3] و "ادات تحضیض"، حروفی هستند که این معنا را افاده می‌دهند. این حروف در ابتدای کلام واقع شده و عبارتند از: "لولا"، "لوما"، "هلّا"، "ألّا" و "ألا".[4] به عنوان مثال "هلّا" در جمله‏ی «هلّا تضرب زیداً» از ادات تحضیض بوده و بر ترغیب شدید مخاطب بر زدن "زید" دلالت دارد.

 

وجه نامگذاری[5]

  با توجه به اینکه "تحضیض" مصدر باب "تفعیل" بوده و به همین جهت معنای مبالغه و تأکيد را افاده می‌دهد از این رو معنای لغوی تحضیض در معنای اصطلاحی آن لحاظ شده است به این بیان که متکلم با استفاده از ادات تحضیض و ترغیب شدید و قوی خود بر انجام یا ترک عملی، در واقع تلاش و کوشش فراوان خود در ترغیب (مبالغه در ترغیب) را به کار گرفته و آن را تأکید می‌کند.

 

جایگاه "ادات تحضیض"

  در میان عالمان نحو در تبیین مباحث "ادات تحضیض" سه رویکرد مشاهده می‌شود؛ بعضی[6] در مباحث پایانی نحو بعد از مبحث "اعراب فعل" با عنوانی مستقل به بررسی ادات تحضیض پرداخته و بعضی دیگر[7] ادات تحضیض را در باب "حرف" در کنار مباحث "حرف مصدر" و "حرف توقع" آورده‌اند. در مقابل بعضی[8] ادات تحضیض را در ضمن عنوان کلی "ادات" در کنار سایر ادات، مورد بررسی قرار داده‌اند.

  ذکر این نکته قابل توجه است که ابن هشام در "مغنی اللبیب" در ضمن بررسی مفردات، هر یک از حروف تحضیض را به صورت جداگانه بیان کرده و به کار برد آنها در تحضیض اشاره می‌کند.

 

اختصاص "ادات تحضیض" به فعل

  "ادات تحضیض" اختصاص به فعل دارند[9] اگر چه در مواردی فعل، مقدّر و یا منفصل از آن ذکر می‌شود. این فعل به سه اعتبار اقسام متعددی دارد:

 

الف. به اعتبار نوع فعل بر دو قسم است:

1.    فعل مضارع

  از آنجا که تحقق معنای تحضیض (ترغیب قوی و شدید) در زمان مستقبل (آینده) امکان پذیر است از این رو ضروری است که فعل واقع بعد از ادات تحضیض، فعل مضارع با زمان مستقبل باشد؛ مانند: "هلّا تحمی الضعيف".[10]

2.    فعل ماضی

  همانطور که بیان شد تحضیض در زمان گذشته که سپری شده محقق نمی‌شود اما فراوان دیده می‌شود که ادات مذکور بر فعل ماضی داخل شده و بر توبیخ و سرزنش مخاطب در ترک عملی در گذشته با وجود امکان انجام آن در آینده، دلالت دارد، از این رو مفهوم تحضیض و ترغیب بر انجام عملی مانند آنچه ترک شده را می‌رساند؛[11] مانند: «هلّا اکرمتَ زیداً»؛ در این مثال با فرض حیات زید و امکان اکرام او در آینده، مخاطب بر ترک اکرام زید در گذشته، توبیخ (سرزنش) و بر اکرام او در آینده تحضیض و ترغیب شده است.

 

ب.  به اعتبار اتصال آن فعل به "ادات تحضیض" و عدم آن بر دو گونه است:

1.    فعل متصل؛ مانند: «هلّا تضرب زیداً».

2.    فعل منفصل؛[12] مانند: «هلّا زیداً تضرب»؛ در این مثال "زیداً" مفعول‏به و میان فعل (تضرب) و حرف تحضیض (هلّا) فاصله شده است.

 

ج. به اعتبار ذکر یا حذف آن فعل بر دو گونه است:

1.    فعل مذکور؛ مانند: «هلّا تُکرم زیداً».

2.    فعل مقدّر؛[13] مانند: «هلّا زیداً تُکرِمُهُ»؛ در این مثال "زیداً" منصوب بنابر مفعول‏به برای عامل مقدّر (تکرم) بوده و تقدیر عبارت "هلّا تکرم زیداً، تکرمه" بوده است فعل اول حذف شده و فعل دوم دلالت بر آن کرده و آن را تفسیر می‌کند.

 

نکاتی پیرامون ادات تحضیض

1.    "ادات تحضیض"، حروفی هستند که در صدر کلام واقع شده و به اصطلاح صدارت طلب هستند.[14]

2.    "ادات تحضیض" در اصل مرکب از دو کلمه بوده‌اند؛ به عنوان مثال "هلّا" در اصل از دو لفظ "هل" و "لا" ترکیب شده و به شکل یک کلمه واحد درآمده و معنا و احکام جدیدی پیدا کرده است.[15]

3.    ادات مذکور در توبیخ نیز به کار می‌روند از این رو آنها را ادات تحضیض و توبیخ نام نهاده‌اند.[16] ادات توبیخ و احکام و شرائط آنها در عنوان مستقل "ادات توبیخ" مورد بررسی قرار می‌گیرد.

4.    برخی از ادات مذکور برای "عَرْض"[17] نیز به کار می‌روند. "فرق عَرْض و تحضیض"، "ادات عرض"، احکام و شرائط آن در عنوان مستقل "ادات عَرْض" مورد بررسی قرار می‌گیرد.

5.    "ألّا" در "عَرْض" زیاد به کار می‌رود تا آنجا که بعضی آن را در "ادات تحضیض" ذکر نکرده‌اند.[18]

6.    در صورتی که "ادات تحضیض" بر فعل ماضی وارد شوند زمان آن را به آینده اختصاص می‌دهند؛[19]

 

"ادات تحضیض" در قرآن و حدیث

1.    آیه «فلولا نَفَرَ مِنْ کُل فرقه منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین»[20]، ‌(چرا از هر گروهی از آنان، طایفه‌ای کوچ نمی‌کند تا در دین آگاهی یابد)؛ در این آیه شریفه "لولا" از ادات تحضیض بوده و بر فعل ماضی (نَفَرَ) وارد شده است.[21]

2.    حدیث «فقال علیه السلام: هلّا قَرَأتُم "کَم ترکوا مِن جنات و عیون" الآية»،[22] (اميرالمؤمنین فرمودند: چرا آیه‏ی "کم ترکوا من جنات و عیون" را قراءت نمی‌کنید). در این حدیث شریف "هلّا" از ادات تحضیض بوده و بر فعل ماضی (قرأتم) وارد شده است.

 

نکته

 در پایان ذکر این نکته قابل توجه است که ادات مذکور ممکن است در غیر تحضیض به کار روند؛ از این رو در بخش مفردات هر یک از آنها با عنوان مستقلی مطرح شده و کاربردهای دیگر آن مورد بررسی قرار می‌گیرد.

 

 


[1] . مبالغه در انجام کاری به معنای تلاش و کوشش فراوان در انجام کار و عدم کوتاهی در آن است. بالَغَ یبالغ مبالغة اذا اجتهد فی الأمر. ابن منظور، محمد بن مکرم؛ لسان العرب، بیروت، دار صادر، 1414 هـ ق، چاپ سوم، ج 8، ص 420.

[2] . حضّه علی الأمر حضاً: حمله علیه و تحضیض منه لکنه شدّد مبالغة. الفیومی، احمد بن محمد؛ المصباح المنیر فی غریب الشرح الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1430 هـ.ق، چاپ اول، ص 114، ماده "حضّ".

[3] . حسن، عباس؛ النحو الوافی، مصر، دارالمعارف،‌چاپ سوم، ج 4، ص 477، پ 2.

[4] . ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ أوضح المسالک إلی الفیة ابن مالک، مصر، شرکة القدس للتصدیر، 1428 هـ ق، چاپ اول، ص 255. و حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 477.

[5] . در این عنوان به بررسی ارتباط میان معنای لغوی و اصطلاحی تحضیض اشاره می‏شود.

[6] . همچون ابن مالک در "الفية".

[7] . همچون ابن حاجب در "الکافية".

[8] . همچون صاحب بداءة النحو.

[9] . در مواردی به جهت ضرورت شعری بعد از ادات تحضیض جمله اسمیه واقع می‌شود. الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ شرح الرضی علی کافیة ابن الحاجب، قم، دارالمجتبی، 1389 هـ.ش، چاپ اول، ‌ج 4، ‌ص 362.

[10] . حسن، عباس؛ پیشین ج 4، ص 478.

[11] . الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ الفوائد الضیائیة، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1430 هـ.ق، چاپ اول، ج 2، ص 431 و الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ پیشین، ج 4، ص 362 و الصبان، محمد بن علی؛ حاشیة الصبان علی شرح الأشمونی علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دارالفکر، 1419 هـ ق، چاپ اول، ج 4، ص 1478.

[12] . الصبان، محمد بن علی؛ پیشن، ‌ج 4، ص 1479 و الرضی، محمد بن الحسن الاسترآبادی؛ پیشین، ج 4، ص 362.

[13] . سیوطی، عبدالرحمن بن أبی بکر؛ البهجة المرضیة فی شرح الألفیة، قم، مکتب الاعلام الاسلامی، مرکز النشر، 1417 هـ.ق، چاپ اول، ج 2، ص 518 و ابن هشام، عبدالله بن یوسف؛ پیشین، ‌ص 255 و حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 478.

[14] . ابوحیان، محمد بن یوسف؛ الهدایة فی النحو، قم، جامعة المصطفی العالمیة، 1389 ش، چاپ چهاردهم، ص 306، و الجامی، عبدالرحمن بن أحمد؛ پیشین، ج 2، ‌ص 430.

[15] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ‌ص 477 و الصبان، محمد بن علی؛ پیشن، ‌ج 4، ص 1480.

[16] . حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ‌ص 477.

[17] . "عَرْض" در اصطلاح نحو عبارت است از ترغیب بر انجام یا ترک عملی با نرمی و مهربانی. حسن، عباس؛ پیشین، ج 4، ص 477، پ 3.

[18] . الخضری، محمد؛ حاشیة الخضری علی شرح ابن عقیل علی ألفیة ابن مالک، بیروت، دارالفکر، 1428 هـ. ق، ‌ج 2،‌ ص 768 و الصبان، محمد بن علی؛ پیشن، ج 4، ص 1480.

[19] . حسن، عباس؛ پیشین، ‌ج 4،‌ ص 479.

[20] . توبه/ 122.

[21] . صافی، محمود بن عبدالرحیم؛ الجدول فی اعراب القرآن، ‌بیروت، دارالرشید مؤسسه الإیمان، 1418 هـ ق، چاپ چهارم، ج 11، ص 60.

[22] . مجلسی، محمد باقر؛ بحار الانوار الجامعة لدرر اخبار الائمة الاطهار، بیروت، مؤسسة الوفاء، 1404هـ.ق، چاپ چهارم، ‌ج 75، ص 72،‌ ب 16.

 

+ نوشته شده توسط مریم مظفّری در چهارشنبه هفدهم دی 1393 و ساعت 23:50 |